________________________________________________________________________________________
مجنون اگر باشد، جهان خالی ز لیلا نیست
مجنون عاشق پیشهای در شهر، اما نیست
مجنون معمایی ست مثل عشق پیچیده
دیگر كسی در فكر حل این معما نیست
مجنون...! هزاران سالِ نوری باد او را برد
از جنس مجنون هیچ مردی این طرف ها نیست
افسانه مردی بود روزی، نام او مجنون
نامش درون قصهها امروز حتّا نیست
بر شاخه می رقصد غزل - سیبی به نام عشق
دستی برای چیدن این سیب، اما نیست
مجنون چرا دیگر به لیلا دل نمی بازد؟
مجنون چرا همسایه ی احساس لیلا نیست؟
از رونق افتاده ست بازار جنون امروز
وقتی برای عشق ورزیدن مهیّا نیست
دنیا بدون عشق، قبرستانی از «تن» هاست
آدم بدون عشق، جز یك روح تنها نیست
برچسب:
نویسنده: یوسف مرادیان